پیاده روی و خرید لاک تو...
تا خوردن بستنی ذغالی و سیاه شدن دندون و لبامون...
و رفتن تا دم سینما فرهنگ و نرفتن به سینما...
شب خوبی بود کنارت....
امیدوارم بهت خوش گذشته باشه...
و این هم شد اولین روز از مردادمون...
و بعد از مدت ها چند ثانیه گرفتن دستت....
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان