نرسیدن...
نبودن...
و مال هم نبودن رو...
ناراحتم از روزهایی که می تونستم کاری بکنم ولی نکردم...
و از روزهایی که کاری کردم ولی نباید می کردم...
ناراحتم از خودم...
از نبود تو...
از زندگی های جداکانه هر دومون زیر یک آسمون...
من و ببخش بهار...
اگر هنوز میخونی اینجارو....
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان