بهار... ۴ روز مرخصی هم تمام شد و منم ندیدمت.... ای کاش سیما بیرجند بود و می شد باهاش حرف زد... دیشب خوابت رو دیدم بهناز هم تو خوابم بود و مکانش هم بیرجند بود انگار بعد از مدت ها همو دیدیم... بهار...؟ واقعا هنوزم بهم فکر میکنی...؟...